جستار · نوشتهٔ متقدمEssay · early writing

شهرسازی چیست؟What is Urban Planning?

محله همچون ارگانیسم، هویت همچون تفاوت و تکرار

The neighbourhood as organism; identity as difference and repetition

نوشتهٔ متقدم: از نخستین نوشته‌ها دربارهٔ شهرسازی، پیش از مطالعهٔ قلهک. Early writing, before the Qolhak study.

شهر ارگانیسمی زنده است، جمله ای است که شاکله اولیه تئوری های مهم شهرسازی را ساخته است، امّا نزدیکتر از آن هم میتوان نگاه کرد، هر محله ارگانیسمی زنده است همراه با میل به بقا، تغییر و هویت خود.

ولیکن بنظرم توضیح واژه ای مثل هویت که همواره به عنوان امری سطحی و از پیش تعیین شده و ثابت دانسته میشود نیازمند توضیحاتی است.

از منظر دولوز هویت امری ثابت و تحمیل شده نیست1 بلکه حاصل تفاوت و تکرار است این دو مفهوم هویت هر چیز را تشکیل می دهند.

تفاوتی که هر فرد، هر ارگانیسم با دیگری دارد، نه در بحث زنده ماندن، بلکه روش هایی که هر ارگانیسم برای بقا به ان متوصل می شود.

اما بقا در امور انسانی و بالاتر از ان شهری به انواع دیگری شکل میگیرد بدلیل اضافه شدن ابعاد متفاوت از جمله فرهنگ، بازار، سیاست و متافیزیک واقعیات انسانی و شهری ابعادی در خود لحاظ میکنند که هرکدام از این ابعاد ایجاد کننده تفاوت و یا تساهل کننده تعامل هستند، در همچین حالتی تکرار ابعاد متمایز کننده و یا تساهل کننده (به قصد ایجاد هویتی نزدیک تر و یا حتی واحد) باعث بازتولید تفاوت ها و پخش کردن در گستره فضایی مشخص است که باعث شکل گیری هویت محله ای، فردی و.... می شود همچون باکتری که برای بقا خود را تکثیر میکند و محدوده ای را فرا میگیرد (محله ها نیز همانند باکتری ها دائما تغییر میکنند سیر خود را ادامه میدهند و در گستره فرگشت گسست های خود را ایجاد میکنند و البته مرز فضایی قطعی ندارند).

با حضور هویت در سطح محله، همانند دیگر ارگانیسم ها که بقا را یا به صورت رقابت (سطحی ترین حالت) و یا به صورت همکاری حفظ میکنند، محله ها نیز درگیر همچین پروسه ای هستند برای حفظ بقا و هویت خود به یکی از این دو فعالیت می‌پردازند (هر گونه فعالیت ما بینی در نهایت به یکی از این دو مفهوم قدرت می بخشد به طور مثال همزیستی مسالمت امیز در نهایت نتیجه تساهل و تعامل است در حالی که همزیستی های ناپایدار منجر به رقابت و حذف میشوند).

هویت آورنده‌ی دلیل است، دلایلی که از ابعاد نوین انسانی و شهری بیرون آمده اند. در سیر تحول ادمی خود هویت از مرز های برهان اوردن برای بقا گذر کرده و خود دلیلی برای تقابل ها و همراهی ها شده و همچین چیزی در سیر تغییری هویت محله ها دیده می شود، محله هایی که متاثر از هویت های افراد متکثر درونشان، تغییر های جمعیتی، وضعیت کشور و شهر هستند.

شهرساز کلمه ای است که به صورت تاریخی پدیده ای جدید است، شهر به صورت ارگانیک و همراه با طراحان متعدد و مردم عادی و گاها معماران در مکان های مناسب شکل میگرفت، با انقلاب صنعتی و شکل گیری گونه جدیدی از زندگی برنامه ریزی و تطابق عناصر متفاوت شهری با همدیگر اهمیت بالایی کرد و کم کم جا برای شهرساز باز کرد، کسی که نقش های متفاوتی را بازی کرده، از ناظم شهر تا مشاور معمار، تسهیل گر و یا حتی اعمال کننده ایدئولوژی و همینطور تساهل گر نیرو های قدرت و ترکیبی.

کار شهرساز در هر کدام از این امور متفاوت است، و رویکرد، تعیین کننده سیاست گذاری های اعمال شده است.

پس همچون شهر و محلات نمیتوان به شهرساز هویتی تحمیل کرد بلکه هویت او برآمده از تفاوت و اعمال تکرار در شهر است برای بقا.

اما ایا شهر ارگانیسمی جدا از کشور است؟

ایا محلات ارگانیسمی جدا از ادم ها درونشان هستند؟

در چنین صورتی است که رویکردی جدید برای شهرساز ایجاد میگردد، شهرساز عشایر، کسی که هویت خود را وام دار سنت فکری2، حکومت و یا محله ای نیست بلکه عناصر متفاوت را همچون عشایر فکری دولوز از سنت های فکری و اجزای متفاوت بیرون می آورد تا به هدف خود در قبال شهر و فرای آن برسد.

حال هدف شهرساز چیست؟ تحقق ارمان ها، آرمان خویش، آرمان شهر، محلات و مردم. آرمان هایی که تضاد ها و تقابل های خود را از طریق تقابل و تساهل بدست می آورند، آرمان هایی که خود ارگانیسم هستند، شهرساز باید از فرم شهری تجاوز کند، باید ان را تغییر دهد تا فضا به عنوان نه محیطی بدون جانب یا تحمیل گر معنا و کاربرد بلکه ایجاد کننده تعامل باشد، تعامل هویت های محلات متفاوت با همدیگر و تقابل ارمان های ان ها با یکدیگر، درگیری انها تبدیل نقاط بین محلات به میزگردی برای شکل گیری ارمان ها و هنر.

ارجاع‌هاSources

  1. برگرفته ازDrawn from

    دلوز در «تفاوت و تکرار» اینهمانی را اصلی ثانوی و «شده» می‌داند که گرد تفاوت می‌چرخد، و جستار همین وارونه‌سازی را برای تعریف هویت محله به کار می‌گیرد.

    In Difference and Repetition Deleuze makes identity a secondary, 'become' principle that revolves around difference, and the essay applies this reversal to define neighbourhood identity.

    Gilles Deleuze, Différence et répétition (Paris: PUF, 1968); Eng. Difference and Repetition, trans. Paul Patton (New York: Columbia University Press, 1994), Introduction and ch. 1 'Difference in Itself', esp. p. 40 ('that identity not be first, that it exist as a principle but as a second principle, as a principle become; that it revolve around the Different'). No complete Persian translation could be verified. ↗ ↩
  2. برگرفته ازDrawn from

    تصویر شهرساز عشایری از «رساله‌ای در عشایرشناسی» دلوز و گتاری گرفته شده است، جایی که اندیشه و علم عشایری در برابر اندیشه دولتی و علم سلطنتی قرار می‌گیرد.

    The figure of the nomad planner is taken from Deleuze and Guattari's 'Treatise on Nomadology', where nomad thought and nomad science are set against State thought and royal science.

    Gilles Deleuze and Félix Guattari, Mille plateaux (Paris: Minuit, 1980), plateau 12, '1227: Traité de nomadologie: la machine de guerre'; Eng. A Thousand Plateaus, trans. Brian Massumi (Minneapolis: University of Minnesota Press, 1987), plateau 12 'Treatise on Nomadology: The War Machine' (sections on noology and on nomad vs royal science). Persian: هزار فلات، ترجمه پیمان غلامی، محدثه زارع، ایمان گنجی و زهره اکسیری، تهران: رخداد نو (اعلام‌شده در ۱۳۹۱). ↗ ↩